الحسن بن محمد الديلمي (مترجم :مسترحمى)

99

إرشاد القلوب (فارسى)

خدا اعراض كند . و براى همين است كه خداوند پيغمبران و اولياء و بندگان خاص خود را به فقر مبتلا فرموده و دنيا را از آنها دور گردانيده « 1 » . حتى مرويست كه خداوند بيكى از فرستادگان خود وحى فرمود كه : بعزّت و جلال خودم قسم اگر شرم نميداشتم از بندهء مؤمن خودم وانميگذاردم براى او چيزى كه بدن خود را بپوشاند ، و من هر گاه ايمان بندهء مؤمن را كامل نمودم مبتلايش ميكنم به فقر و بيمارى پس اگر جزع و فزع كرد فقر و بيمارى را بر او زياد كنم و اگر صبر را پيشه كرد مباهات ميكنم بسبب صبر او بملائكه‌ها ، تا آخر حديث كه ميفرمايد : بدرستى كه قرار دادم ( ولايت و دوستى ) على عليه السّلام را علم و نشانه براى ايمان ، پس هر كه او را دوست بدارد و متابعتش كند به راه راست هدايت خواهد شد ، و هر كه او را دشمن دارد و ترك متابعتش نمايد گمراه خواهد بود ، و جز اين نيست كه دوست نميدارد على عليه السّلام را مگر مؤمن ، و دشمن نميدارد او را مگر منافق « 2 » . و از علامت شكر نعمت آنست كه كمك ننمايد كسى را در معصيت خداوند ، و مردم جاهل فقط شكر آن كسى را بجا مىآورند كه بايشان غذا و لباس داده باشد ، و ليكن بندگان خاص شكر خداى را بجا مىآورند چه در سختى باشند و چه در راحتى و آسايش .

--> ( 1 ) . شايد اشاره به همين مطلب باشد بيان خاتم الأنبياء « ص » كه فرموده : الفقر فخرى ، تهى دستى افتخار منست . ( 2 ) . منافق كسى را گويند كه كفر و دشمنى خود را پنهان دارد و ليكن به زبان اظهار اسلام و ايمان و دوستى كند .